حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت *غلامرضاسازگار*

ای حج دل بر گرد حائـر تو
وی چـارده معصوم، زائـر تو
گنج خدا پنهان به سینۀ قم!
معصومـه! زهرای مدینۀ قم!
درّ یتیـم گنجِ مهـر عصمت!
انسیه‌الحورا، سپهـر عصمت!
ســر تـا قـدم آیینـۀ ولایت
قــرآن روی سینـۀ ولایـت
زهرای مرضیه است مادر تو
مریم توسل جسته بر در تو
جبریل اگر رو جانب قم آرد
بـر تـو یریـدالله عنکـم آرد
آینـــۀ روی امــام هفتــم
روح دو پهلـوی امـام هفتم
فیضیه را بر تربتت سجود است
فیضیـۀ تـو عالـم وجود است
ریحانـة الــروح محمـدی تو
سیب بهشت هشت احمدی تو
زهـرا کتـاب الله، کوثـرش تو
قم مسجدالحرام و هاجرش تو
نــور جهانتــاب ائمـه‌ای تو
معصومه‌ای بـاب ائمـه‌ای تو
با آن که در قلب زمین نهانی
بـاب‌المــراد اهــل آسمانـی
زهرا و زینب تو یک جمـالید
مرآت حسن ذات ذوالجلالید
توحیـد دریـا و تـو دُر نابش
زهراست خورشید و تو آفتابش
عصمت گلی از نقش دامن تو
پیراهن زهـراست بـر تن تو
بالای هـر گلـدستۀ تو جبریل
زیبد که بگشاید زبان به تهلیل
بایـد در ایوان تـو بـا حلاوت
روح‌الامیـن قرآن کند تلاوت
صحنین تو برتر ز عرش اعلا
قبر تو قبر زینب است و زهرا
ایوان تو ای دخت پاک موسی
دارالسلام مریم است و عیسی
شفیعـۀ فـردای محشـری تو
نایبــۀ عمّــه و مــادری تو
خورشید را نور رخت وضو داد
ذیقعـده را میـلادت آبرو داد
آیینــۀ بــرادری و بـابــی
یک مـاه در بیـن دو آفتابی
در سیر مصحف رخـت برادر
یاد آرد از قدر و جـلال مادر
جلال تـو جلال کبریـایی‌ست
شایستــۀ سیــدة النسـایی‌ست
پدر که چون جان به برت کشیده
بوی بهشت از سینه‌ات شنیده
زیبد که‌ ای یاس بهشت طاها
گویـد پــدر دربـاره‌ات فـداها
بستـان علـم و حکمت ائمــه
شـایستـۀ تـو عـصمت ائمــه
باغ جنـان تقــدیم تـار مویت
فردوس و رضوان دو گدای کویت
مـدح تـو از نطـق بشـر نیـاید
جــز از بــرادر و پـدر نیــاید
باید ز طـوس آیـد امام هشتم
وصف تو را گویـد به مردم قم
بالاتـری از وصف خلـق عالم
قدر و جلال تو کجا و «میثم»؟


غلامرضاسازگار

**************************


حضرت معصومه (س)-مدح و مناجات*غلامرضاسازگار*

سلام خواهر قرآن، سلام دختر دین
سلام مادر عصمت، سلالۀ یاسین
سلام دختر طاها و نور و طور سلام
سلام ای گهرِ هفت بحـر نور، سلام
تو وارث شرف و احتـرام فـاطمه‌ای
تو دختِ موسیِ کاظم تمام فاطمه‌ای
عجیب نیست که بابا به تو سلام کند
و یـا امـام رضـا در بـرت قیـام کند
تو پـاره‌ای ز تـن پاک احمدی، بانو
تـو مــادرِ قــمِ آل محمّـدی، بـانو
حریـم تـو حـرمِ یازده امام هُداست
مزار گمشدۀ فاطمه در آن پیداست
تو شو نکـرده بـرای تمام خلق، امی
تو زینبِ دگرِ فاطمه، به شهر قمی
به حُرمت حَرَمت انبیـا قیـام کنند
زیــارتِ حــرمِ یــازده امـام کنند
تـو چـون امـام رضـا دُرّ هفـت دریایی
بـه چشم آل محمــد همیشـه زهــرایی؟
سزد که اهل سماوات، خاک پات شوند
خوش آمدی به قم ای اهل قم، فدات شوند
خوش آمدی بـه دیار قـم، عمـۀ سادات
قـدم قدم به قدومت ز اهل قم صلوات
به این مقام و به این شوکت و به این اجلال
سـزد امـام رضــا آیـدت بـه استقبـال
عجـب نبــود اگــر بــود از ره تجلیـل
زمـامِ ناقــۀ تــو روی دوشِ جبـرائیل
عجب نبـود کــه آن روز از فـراز فلک
به خـاک‌ بوسیَت آیند، فـوج فـوجِ ملک
عجب نبـود کـه گوینـد اهل قم، یکسر
که گشته حضرت صــدّیقه وارد محشر
عجب نه اهـل قـم ار افتخـار می‌کردند
به جـای شـاخۀ گل، سر نثار می‌کردند
زنان شهـر قـم از هـر طرف، مقـابل تو
ز روی بـام فشاندنـد گـل به محمل تو
ز نـاقـه‌ات همگـی احتـرام مـی‌کردند
نهـاده دست به سینه، سلام می‌کردند
به احترام تو قم شاخه شاخه گل آورد
جنـایت و ستـم شــام را تـلافی کرد
به محفلِ تو فشاندند اشک، جای گلاب
زدند ناله که زینب کجا و بـزم شراب؟
به هـر قـدم صلـواتت نثـار می‌کردند
تو را به خانۀ «موسی‌بن‌خزرج» آوردند
به بند ناقۀ تو، دسته دسته چنگ زدند
ولی به محمل زینب ز بام، سنگ زدند
قسم به عـزّت تو، ای به مقدمِ تو درود
که جای عمـۀ سـادات در خرابه نبود
به سوی عمۀ تو شامیان چو رو کردند
به جای گل، سرِ نی، هیجده سر آوردند
به اجر این ‌همه ارضِ ادب، کرامت کن
به روز حشر، تو از اهل قم، شفاعت کن


غلامرضاسازگار






******************



حضرت معصومه(س)-ولادت *غلامرضاسازگار*






ذیقعده ماه فیض خداوند اکبر است
میلاد پارۀ تن موسی ابن جعفر است
میلاد دخت هفت امام بزرگوار
یا لیلۀ ولادت زهرای دیگر است
از ثامن الحجج بستانید رو نما
کو را نظاره بر گل رخسار خواهر است
آیینۀ تمام نمای رضاست این
معصومه یا که زینب صدیقه منظر است
آن فاطمه بتول رسول خدا بود
این فاطمه بتول بتول مطهر است
گر بنگرد ذبیح به اوج جلال او
گوید هزار مرتبه این فوق هاجر است
مکتب نرفته عالمۀ علم اهل بیت
شوهر نکرده بر همۀ خلق مادر است
برتر ز آفتاب و نکوتر ز قرص ماه
ذیقعده را ز بیت ولایت دو اختر است
آن روز اول مه و این روز یازده
آن خواهر خجسته و اینش برادر است
این است کوثری که قم از فیض اوست پر
آخر مگر نه دختر ساقی کوثر است
این است فاطمه که ثواب زیارتش
در اصل با زیارت زهرا برابر است 
یک دختر، این همه عظمت، این همه جلال
الحق که جای گفتن الله اکبر است
بر آن پدر درود که این است دخترش
بر مادری سلام که معصومه پرور است
جز عمه اش که زینب کبراست در جلال
از دختران فاطمه در هر زمان سر است
قم چون مدینه تربت او مسجد الرسول
زهرای آن سلالۀ زهرای اطهر است
حورا کنیز خادمه اش گرچه انسیه است
غلمان تراب مقدم او گرچه دختر است
فیضش ز شهر قم به زمین و زمان رسد
فیضیه در محیط کمالش شناور است
تنها نه خاکیان به حریمش نهاده رو
یک آسمان ملائکه مسکین این در است
گو پادشاه ملک جهان باش یا گدا
آن را که نیست خاکِ درش خاک بر سر است
ریزند عرشیان به زمین دسته دسته گل
گلدسته هاش تا که به قم سایه گستر است
نعلین خود چو موسی عمران ز پا در آر
کاینجا مزار دختر موسی ابن جعفر است
وقتی نسیم می کند از شهر قم عبور
از عطر آن روان مسیحا معطر است
چون باب خویش بر همه باب الحوائج است
چون مادرش شفیعۀ فردای محشر است
بی مهر او که مهر تمامی عترت است
طاعات جن و انس و ملک نخل بی بر است
اقرار می کنم که به پایش نمی رسد
با آنکه سر به سر سخنم عقد گوهر است
ما را به شهر قم چه نیازی است بر بهشت
قم بیت یازده خَلَف پاک حیدر است
خواهی جلال زائر قم را بیا ببین
در هر قدم هزار بهشت مکرر است
 "میثم" خدا کند که شود مدفن تو قم
همسایگی فاطمه از خلد بهتر است

*غلامرضاسازگار*


**************************



حضرت معصومه(س)-ولادت*سيدهاشم وفايي*




 
در صبر و وفا حلیمه ای آمده است
در علم و عمل فهیمه ای آمده است
در گلشن پُر نور امام كاظم
معصومه ای و كریمه ای آمده است
×××
گفتند گلی عرش مقام آمده است
آئینۀ نور ذوالكرام آمده است
از یُمن قدوم حضرت معصومه
لبخند به لب های امام آمده است

*سيدهاشم وفايي*


*************************

حضرت معصومه(س)-ولادت * غلامرضاسازگار*


ای پناه اهل محشر عید میلادت مبارک
ای همه روح مطهّر عید میلادت مبارک
ای رخت مرآت مادر عید میلادت مبارک
ای گل باغ پیمبر عید میلادت مبارک
ای قم از خاکت معطّر عید میلادت مبارک
دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک
ای سلام چارده معصوم بر جان و تن تو
نام تو معصومه و عصمت گلی از دامن تو
بضعۀ موسایی و قم گشته طور اَیمن تو
پا به چشم قم نهادی قلب قم شد گلشن تو
یافت این خاک از تو زیور عید میلادت مبارک
دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک
نور از هر سو به ایوان طلایت سجده آرد
حور بر خاک قدوم زائرت صورت گذارد
جود با کلِّ وجودش هر چه دارد از تو دارد
دانش از گلدسته‌هایت بر سر فیضیّه بارد
علم را صحن تو سنگر عید میلادت مبارک
دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک
دخت و اخت و عمۀ‌ سه حجت داور تویی تو
پارۀ تن بر رسول و احمد و حیدر تویی تو
فلک استقلال ملک شیعه را لنگر تویی تو
گر در جنّت ز قم وا می‌شود، آن در تویی تو
بضعۀ یاسین و کوثر عید میلادت مبارک
دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک
قبه‌ات را اقتدار قبۀ الخضراست، آری
تربت تو تربت گمگشتۀ زهراست، آری
زائر تو زائر صدیقۀ کبراست، آری
صورتت را صورت انسیۀ الحوراست، آری
نخل «میثم» از تو پر بر عید میلادت مبارک
دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

* غلامرضاسازگار*

************************


حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت*اميرعباسي*

سائلم، لطف دمادم خواهم
نفس آلوده‌ام و دم خواهم
کَم تو نیز چو اقیانوس است
قانعم، از کرمت ، کم خواهم
بی کسم در ره تقوی و عمل
از عنایات تو همدم خواهم
تا نَیُفتم به ته چاه گناه
از تو یک رشتۀ محکم خواهم
راه من تا به حرم طولانی است
بهر خرجی، دو سه درهم خواهم
بغض عشقم شده پنهان به گلو
به گل چشم، چو شبنم خواهم
خواهر حضرت سلطان رئوف
اَبرم و بارش نم نم خواهم
بوی عطر شهدا می آید
بهر دل نوحۀ ماتم خواهم
جشن میلاد تو از درگه تو
رزق و روزیِ محرم خواهم
می رسد عطر و بوی کربلا
راهیم کن به سوی کربلا
*اميرعباسي*


*********************

اشعار ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) - قاسم نعمتی
 
مسیحا زاده
 
تو مسیحا زاده اما دختر موسی شدی
مریم قدیسه ی ذریه ی طاها شدی
 
یک نخی از چادرت مانند کعبه محترم
قبله ی عرشی ترین سجاده ی دنیا شدی
 
بوسه بر دست تو بر سادات واجب می شود
چون ستون عصمت الله بنی الزهرا شدی
 
در میان شوره زار قم بهشتی ساختی
مثل کوثر آمدی جوشیدی و دریا و شدی
 
جا نماز غرق نورت گوشه ی عرش خداست
در تقرب بر خدا بالاتر از بالا شدی
 
وحی نازل بر لبانت استناد هر حدیث
مثل بنت المصطفی صدیقه ی کبری شدی
 
پیش پایت دیدنی باشد قیام موسوی
با جلال فاطمی خاتون بی همتا شدی
 
ناز چشمان تو و ذکر فداهای پدر
کو رسول الله بیند ثانی زهرا شدی
 
خواهر سلطان عالم کار سلطان می کند
بر حسین خانواده زینب کبری شدی
 
خنده ی معصوم تو آرامش جان رضا
بهترین تمکین قلبت صوت قرآن رضا
 
از همان اول دلت گشته گرفتار رضا
بین صحن چشمهایت نقش رخسار رضا
 
جنس بی قیمت که جایش در حریم یار نیست
عشق تو باشد متاع ناب بازار رضا
 
یوسف بازار ما چون پرده بردارد ز رخ
عاشقی چون تو فقط باشد خریدار رضا
 
در تمام عرضه های بندگی پاک تو
همچنان آیینه ایی پیداست رفتار رضا
 
تا میان خطبه ها تفسیر قرآن می کنی
کاملا باشد کلامت عین گفتار رضا
 
آمدی تا پرچم معشوق بر شانه کشی
در حریم عاشقی باشی علمدار رضا
 
هرکه عمری خاک بوسی حریمت را کند
تا قیامت می شود محرم به اسرار رضا
 
ای کریمه چاره ایی کن لحظه ی جان دادنم
دیده ام روشن شود هنگام دیدار رضا
 
روز محشر چون گنه گردد گریبان گیر من
آبرو داری بود کار تو و کار رضا
 
دلخوشم خاک حریم تو نشسته بر سرم
خاکساری تو می گردد شفیع محشرم
 
تا که دل را آه سینه راهی قم می کند
با نگاهی بر ضریحت دست و پا گم می کند
 
آه چون از دل برآید کار آتش می کند
بی محابا رخنه ایی در جان هیزم می کند
 
آن ضریحی که بود گرم طوافش جبرییل
حضرت حق قبله ی حاجات مردم می کند
 
هرکه دارد عقده در دل یاد قبری گمشده
هر سه شنبه در حریمت نذر گندم می کند
 
با سلامی نم نم اشک از دو دیده می چکد
کاسه ی خالی ما لبریز از خم می کند
 
نیمه شبها در حرم تا صحن گردی می کنم
ناگهان دل یاد قبله گاه هفتم می کند
 
لفظ خواهر گوییا مانوس گشته با بلا
خون زینب در رگان تو تلاطم می کند
 
کس ندیده تا به حالا خواهری گیسو پریش
جستجوی یار زیر نیزه و سم می کند
 
با وجودی که حدود مقتلش را دیده بود
بازهم جسم عزیز مادرش گم می کند
 
قاسم نعمتی
 
*********************
 
اشعار ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) - علی اکبر لطیفیان
 
خواهر آبروي گداها
 
ما را برای گدایش شدن آفریده اند
قمری آب و هوایش شدن آفریده اند
 
او را برای طواف و برای عروج
مارا برایِ برایش شدن آفریده اند
 
این خانوم با کرم، محترم را برای
وقف امام رضایش شدن آفریده اند
 
اصلا تمامی ایران زمین را برای
ملک خصوصی پایش شدن آفریده اند
 
هرچند نانی نداریم، گندم که داریم
گیرم مدینه نرفتیم ما قم که داریم
 
زهرا حضورش نیازی به مردم ندارد
اصلا ظهورش مدینه یا قم ندارد
 
بالی که این آسمان را ندارد، چه دارد؟
آن کس که این آستان را ندارد چه دارد؟
 
عصمت تباری که همسایه اش را ندیده
همسایه اش نیز هم سایه اش را ندیده
 
بانوی والا مقامی که مافوق نور است
خورشید هفت آسمانی که ما فوق نور است
 
پروازها با قنوتش به بالا رسیدند
اعجازها با نگاهش به عیسی رسیدند
 
غیر از خدایا خدایا صدایی ندارد
روی زمین غیر محراب جایی ندارد
 
سجاده اش با مناجات کردن گره خورد
هر صبح با نور خیرات کردن گره خورد
 
امروز بارانی ترین عنایت به دستش
فردا فراوان ترینِ شفاعت به دستش
 
از یک طرف دخترِ مردِ مشکل گشاهاست
از یک طرف خواهرِ آبروی گداهاست
 
او حلقه ی اتصال رضا با جواد است
باب الحوائج ترینی که بابِ مراد است
 
وقتی که میخواست از خانه اش دربیاید
یعنی به سمتِ حریم پیمبر بیاید
 
دور و برش از برادر برادر قرُق بود
راه از پسر های موسی ابن جعفرقرُق بود
 
دست پسرهای موسی ابن جعفر نقابش
پای پسرهای موسی ابن جعفر رکابش
 
تا چادرش خاکی از ردپایی نگیرد
تا معجر با حجابش به جایی نگیرد
 
او آمد و مایه ی افتخار همه شد
دسته گل مریمی بهار همه شد
 
گیرم نبودیم اما سلامش که کردیم
گیرم ندیدیم، ما احترامش که کردیم
 
ما سربلندیم از اینکه گلابش نکردیم
با ازدحام سر کوچه آبش کردیم
 
او آمد و طرز خواهر شدن را نوشت و
قربانِ قبل از برادر شدن را نوشت و
 
چه خوب شد که مسیرش به مقتل نیوفتاد
چه خوبتر که بارها از روی تل نیوفتاد
 
گودالی از کشمکشهای لشکر ندید و
بالای سر نیزه ها سر ندید و....
 
علي اكبر لطيفيان
**
برگرفته از وبلاگ نود و پنج روز باران
 
*******************
 
اشعار ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) - جواد محمد زمانی
 
تا ابد باغچه ی عطر بهار است اینجا
دست گلهاست که بر دامن یار است اینجا
 
هر طرف رایحه باغ تجلی دارد
به گمانم سحر آینه زار است اینجا
 
بالهایی که ملائک به طواف آوردند
وقف برداشتن گرد و غبار است اینجا
 
هر طرف آهوی دلهاست به دام افتاده
نکند منطقه ی باز شکار است اینجا
 
بس که روشن شده از گنبد تو صبح حرم
نور خورشید کم از شمع مزار است اینجا
 
تحفه هایی که زمینی است کجا لایق اوست
صلوات است که شایان نثار است اینجا
 
این سخن بر غزل پیش ضمیمه بادا
هرچه داریم نثار تو کریمه بادا
 
در تماشای جلال تو ادب باید داشت
ناله ای بدرقه راه طلب باید داشت
 
در خور منزلت و شأن تو ذیقعده نیست
جشن میلاد تو در ماه رجب باید داشت
 
کوثر اسم تو شیرینی ایمان دارد
وقت نامت به دهان طعم رطب باید داشت
 
عاقل از درک حضور تو به عجز افتاده
به تمنای تو دیوانه لقب باید داشت
 
همچو پروانه اگر سوخت پر ما سهل است
سخت عمری که پی شمع تو تب باید داشت
 
آفرین بر تو که سر بودی و مکتوم شدی
خواهر و دختر و هم عمه معصوم شدی
 
لایق صحبت صبح تو به جز شبنم نیست
جز ستاره شب احساس تو را محرم نیست
 
در کویر آمدی از زمزمه گل رویاندی
یعنی احساس زلال تو کم از شبنم نیست
 
آنکه ایوان نجف گفته صفایی دارد
داند ایوان تو از مرقد مولا کم نیست
 
پای شیطان به شکوه حرمت باز نشد
آنکه بیرون ز بهشت تو رود آدم نیست
 
عشق بی حد تو را کافری اش می خوانند
کفر هم باشد اگر آخر این عالم نیست
 
آسمان می چکد از خواهش عرفانی ما
حالت دَرهم ما مستحق دِرهم نیست
 
از نسیم سحر آرامگهت پرسیدم
که لبش جز به تب بوسه بر آن پرچم نیست
 
حرمت جلوه توحید دمادم دارد
قبله گاه است ولی مسجد اعظم دارد
 
جواد زمانی
 
*********************
 
 اشعار ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) - یحیی نژاد سلامتی
 
در قم که آمدم دل سنگم جلا گرفت
مثل کبوتری به حریم تو جا گرفت
 
گرد و غبار دور و بر صحن این حرم
گرد و غباری از دل آیینه ها گرفت
 
باران،قنوت،اشک،کبوتر،کنار تو
در این میانه نور تو دست مرا گرفت
 
وقتی نگاه من به تو افتاد این دلم
حال و هوای باب جوادِ، رضا ع گرفت
 
جسمم کنار خواهر و قلبم صحن رضاست
اشکم تمام فاصله ها را فرا گرفت
 
این خادمان کوی تو گفتند میشود
از دست مهربان شما کربلا گرفت
 
یحیی نژاد سلامتی
************************************

[ 92/06/14 ] [ ] [ خادم المهدي(عج) ]

[ ]